در این زمینه دویچه وله گفتگویی داشت با عادل دهدشتی، مسئول ستاد میرحسین موسوی در اصفهان.
دویچهوله: آقای دهدشتی بیانیهی اعلام موجودیت نهاد "یاران دبستانی اصفهان" انتشار پیدا کرد. این نهاد از قرار معلوم ستاد حامیان آقای میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری است. میتوانید برای ما شرح بدهید که این ستاد از چه نیروهایی تشکیل شده؟
عادل دهدشتی: ستاد "یاران دبستانی" از حدود چهارسال پیش در انتخابات نهمین دورهی ریاست جمهوری ایران فعالیت خودش را آغاز کرد. در آن مقطع براساس صلاحدیدی که مجموعه داشت و بررسیهایی که مجموعه به عمل آورده بود از کاندیداتوری آقای دکتر معین حمایت میکرد. بعداز انتخابات دورهی نهم با توجه به شرایط ویژهای که کشور در آن قرار گرفت، مجموعهای از فعالان جامعهی مدنی، فعالان NGOها، فعالان دانشجویی، وبلاگنویسان و روزنامهنگاران جوان دورهم جمع شدند و در طول این چند سال سعی کردند که حالا یا تحت این عنوان یا تحت عنواین مختلف دیگری که امکانپذیر بود و قانون به آنها اجازه میداد، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خودشان را داشته باشند.
در انتخابات دهم ریاست جمهوری هم این مجموعه با همین افرادی که خدمتتان عرض کردم دانشجویان، وبلاگنویسان، روزنامهنگاران و فعالین جامعه مدنی شامل تشکلهای غیردولتی و فعالین زنان، البته گروههای سنی جوان دورهم جمع شدند و خب در ابتدا صحبتهایی بود بین انتخاب و حمایت از کاندیدتواری آقای خاتمی و آقای مهندس موسوی که این دوستان بعداز انصراف آقای خاتمی مجموع نظراتشان براین شد که حمایت از مهندس موسوی انجام بشود.
آقای موسوی تا پیش از کاندیداتوری آقای خاتمی گفته بودند که تا اردیبهشت ماه نمیتوانند تصمیم بگیرند که نامزد مقام ریاست جمهوری خواهند شد یا خیر. آقای خاتمی هم برای این که به شک و تردیدها خاتمه بدهند و دیگران را در انتظار نگذارند کاندیداتوری خودشان را اعلام کردند. ولی کوتاه بعداز آن به ناگهان آقای موسوی تصمیم قاطع خودشان را برای ورود به کارزار انتخاباتی گرفتند. فکر میکنید علت چه بود؟
خب مسایل مختلفی در این زمینه مطرح شده است، ازجمله حالا صحبتهایی که از طرف ستاد انتخابات آقای موسوی و دوستانشان یا آقای خاتمی و دوستانشان عنوان میشد. من خودم شخصا در جلسهی عید مبعث درتهران که فعالان جوان ستاد آقای خاتمی خدمت ایشان رسیدند و ایشان تلویحا انصراف خودشان را اعلام کردند، در آن جلسه حضور داشتم. خوشبختانه از نزدیک صحبتهای آقای خاتمی را شنیدم. ایشان شاید گلایههایی از این مسئله دارند. ولی چیزی که مسلم است این است که در آن مقطعی که آقای خاتمی اعلام آمادگی کردند، جنبش عظیمی از جوانان و فعالان در حوزههای مختلف ایجاد شده بود و آماده بودند که از آقای خاتمی حمایت کنند. ماهها بود که گروههای مختلفی، کمپینهای مختلفی در این ارتباط ایجاد شده بود و فشار زیادی روی آقای خاتمی بود برای اعلام کاندیداتوری و اگر آقای خاتمی در آن مقطع اعلام کاندیداتوری نمیکردند و این زمان بیشتر ادامه پیدا میکرد، احتمال این که بسیاری سرخورده بشوند و حتا فضا به سمت تحریم انتخابات پیش برود وجود داشت. آقای خاتمی در آن مقطع اعلام کاندیداتوری کردند.
با فاصلهی کمی از ایشان آقای میرحسین موسوی اعلام کاندیداتوری کردند. البته صحبتهایی وجود دارد که و حالا استدلالهایی از طرف دوستان و نزدیکان آقای خاتمی یا آقای میرحسین موسوی وجود دارد که اعلام میکنند که شب قبل از اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی چند نفر از مشاورین آقای مهندس موسوی شفاها اعلام کاندیداتوری ایشان را اعلام کردند. ولی به جهت این که زمانی اعلام نشده بود برای این کاندیداتوری، و اینکه ممکن بود اتفاقاتی که در سال ۸۶ و مخصوصا ۸۴ اتفاق افتاد که در لحظهی آخر آقای موسوی راضی به حضور نشدند، مشاورین آقای خاتمی و خود شخص آقای خاتمی به این نتیجه رسیدند که اعلام کاندیداتوری کنند که خب براساس ویژگیهای اخلاقی آقای خاتمی با حضور آقای مهندس موسوی ایشان برای جلوگیری از (تکثر) آرا و تفرقه بین اصلاحطلبان و همچنین اینکه جناح اصولگرا یا همان جناح راست این مسئله را در ذهن مردم داشت تزریق میکرد که جنگ میان حضور همزمان آقای خاتمی و آقای موسوی جنگ برای کسب قدرت است نه جنگ برای خدمت و چون این مسئله ممکن بود در اذهان مردم تأثیر منفی داشته باشد، آقای خاتمی ترجیح دادند از صحنهی انتخابات کنار بروند.
حالا یک نظر دیگر هم وجود دارد که میگوید با ورود آقای محمد خاتمی به کارگزار انتخاباتی جناحهایی در حکومت آقای موسوی را تشویق کردند برای بیرون راندن آقای خاتمی که هرچه زودتر کاندیداتوری خودش را اعلام کند، در غیر این صورت انتخابات دوقطبی خواهد شد. نظر شما چه هست؟
البته حضور آقای خاتمی حضور دو تفکر بسیار متضاد با یکدیگر در صحنه انتخابات بود. ولی شخصا من به این مسئله اعتقاد دارم که آقای خاتمی سیاستمداری است که در کنارتمام کنار ویژگیهای منحصر بفرد شخصیتیاش، آدم بسیار زیرکی هم هست و این زیرکی بعید است اجازه بدهد که حتا آقای خاتمی هم در دام این بازی بیفتد. یعنی اینکه گروههای مخالف آقای خاتمی با وارد کردن آقای میرحسین موسوی بخواهند شرایط را به این سمت پیش ببرند که آقای خاتمی از صحنه خارج بشود. من خیلی نمیتوانم این مسئله را قبول بکنم، به جهت اینکه هم آقای میرحسین موسوی و هم آقای خاتمی دارای سیاستهای بسیار مشترکی هستند، بسیاری از نزدیکان اصلاحطلب و نزدیکان آقای خاتمی در دولت آقای میرحسین موسوی جای داشتند. آقای میرحسین موسوی در طول این بیست سال درست است که به اصطلاح روزهی سکوت داشت، ولی در مواقع خیلی ویژهای ازجمله ترور آقای دکتر حجاریان یا توقیف مطبوعات مواضع خوبی گرفتند و خب بعید است که اصلاحطلبها در دام این بازی افتاده باشند.
آقای میرحسین موسوی گفتهاند ایشان در صورت پیروزی، هم رویکردهای اصولگرایی را در پیش خواهند گرفت و هم اصلاحطلبی را. این دقیقا به چه معناست؟
من میتوانم نظر شخصی خودم و دوستان را اعلام کنم. از نظر ما اصولگرایی که یک جناح الان در ایران آن را مصادره کرده و تحت آن عنوان فعالیت میکند، این اصولگرایی نیست و عملکرد این جناح شاید به تمامیتخواهی و ساختارشکنی خاص خود این جناح میشود تعبیر کرد. از نظر ما اصولگرایی این است که اسلامیت در کنار ایرانیت دیده بشود. حق و وظیفه در کنار تکلیف دیده بشود و فکر میکنم که آقای مهندس موسوی همان طور که خودشان هم اشاره کردند، گفتند من اصلاحطلبی هستم که اصول را گم نمیکنم.
ولی این منظور از اصول آن اصولگرایی که شاید جناح تمامیتخواه آن را مصادره کرده و تحت این عنوان در طول این چند سال دارد فعالیت میکند، به نظر من، این اصول آن اصول نیست. مسلما آقای میرحسین موسوی در این چندسال نشان دادهاند که از نظر آزادیخواهی خیلی هم کم از اصلاحطلبهای شاخص ندارند و بعید است که اصولگراییای را در پیش بگیرند که تمامیتخواهی در بر داشته باشد.
حالا اگر اصلاحطلبان و یا جناحی از اصلاحطلبان حمایت خودشان را از آقای موسوی اعلام بکنند، ولی در میان راه آقای موسوی هم بنابه توصیههایی از کاندیداتوری انصراف بدهند، آنوقت چه باید کرد؟
بعید است این اتفاق پیش بیاید. با توجه به اینکه خدمتتان گفتم که اگر پیشبینی شخص آقای خاتمی براین بود که ممکن است آقای میرحسین موسوی براساس شرایطی در انتخابات وارد شده، و یا اگر خواست کنارهگیری بکند، این اتفاق خیلی بعید است. مسلما آقای موسوی آمده است برای پیروزی، همان طور که در جمع رؤسای ستادهای استانی خودشان هم تاکید کردند، برای پیروزی آمدهاند و تا آخرین لحظه هم خواهند ایستاد، و بعید است که در دام چنین بازی و سناریویی بیفتد.
مصاحبهگر: داود خدابخش
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4154232,00.html
امروز در شرایطی که خاتمی عزیز کنارگیری از کاندیداتوری انتخابات را بر حضور و تکثر کاندیداهای اصلاح طلب ترجیح داده است، این کناره گیری، بسیار فراتر از انصراف به نفع کاندیدای دیگر و انصراف به نفع جنبش اصلاحی محسوب می شود و همین ریزبینی و اخلاق گرایی، نام بزرگ مردی همچون سید محمد خاتمی را در تاریخ جاودانه کرده و البته وظیفه مهندس موسوی که در بیانیه انصراف خاتمی عزیز مورد خطاب قرار گرفته است را در پیشبرد تفکر و حرکت اصلاحی مردم ایران دو چندان خواهد کرد.
از سوی دیگر نیز منش اخلاق گرایانه سیدمحمدخاتمی موجب شد که توطئه جناح تمامیت خواه در تزریق این استدلال که تکثر کاندیداهای اصلاح طلب و حضور همزمان خاتمی و موسوی جنگ قدرت است و نه رقابت برای خدمت، خنثی شود و اصلاح طلبان تابلوی زیبای صداقت با مردم را به ملت ایران نشان دهند و این در حالی است که باید تاکید کنیم که شاید در شیوه بیان و عمل، خاتمی و موسوی تفاوت هایی داشته باشند، ولی هر دو دو روی سکه اصلاح طلبی هستند و نباید فراموش کرد که اکثریت گروه ها و فعالان اصلاح طلب نه تنها در دولت میرحسین موسوی (دهه اول انقلاب) جای داشتند، بلکه در سال 76 و 84 نیز وی را گزینه اول کاندیداتوری ریاست جمهوری می دانستند.
به نظر می رسد شرایط امروز ایران بسیار متفاوت تر و حساس تر از دیگر مقاطع تاریخ کشور است که نخست وزیر محبوب امام، پس از دو دهه روزه سکوت خود را شکسته است و به میدان مبارزه با تمامیت خواهی و فریبکاری آمده است و باز هم باید تاکید کرد که جغرافیای اندیشه سیاسی میرحسین علاوه بر اصلاح طلبان، بخش هایی میانه رو از جناح موسوم به راست را شامل شود، اما او مردی از تبار اصلاحات است و این را می توان از پیشینه اش فهمید. پیشینه ای که به او اجازه نداد هیچ گاه امتیازی از طریق محبوبیت و جایگاهش در میان مردم و نظام کسب کند و ساده زیستی را بر شراکت با مافیای قدرت و ثروت ترجیح داد.
پیشینه ای را که در شرایط حساس از جمله توقیف مطبوعات، او را وادار به موضع گیری کرد و توقیف بی حساب و کتاب مطبوعات اصلاح طلب را " توقیف فله ای" نامید.
موسوی نیز همچون خاتمی بارها ثابت کرد که به بها و بهانه سیاست، اخلاق را فراموش نخواهد کرد و همانگونه که در بیانیه حضور خود در رقابت های انتخاباتی آورده است: " این زمان، زمان دیگر است و حضور را ایجاب می کند" و این اعلام خطری جدی از سوی یکی از یاران صدیق انقلاب است؛ انقلابی که از سوی مدعیان دروغین شان داری و عدالت مصادره شده است.
به راستی زمان، زمان دیگر است! چرا که آنهایی که در ده سال اخیر نوک پیکان انواع تهمت ها و توهین ها را به سمت خاتمی نشانه رفته بودند، امروز در تدراک برای حمله به نخست وزیر محبوب امام هستند و همچون همیشه در این میدان حمله و هتاکی فاطمه رجبی و برادر حسین پیشگام بوده اند و اینان به هر شیوه ای از تخریب موسوی و خاتمی و کروبی و هرکس را که مقابل خود ببینند، روی گردان نیستند.
اما آنچه امروز اصلاح طلبان باید به آن توجه کنند و اجازه ندهند در دام توطئه جناح تمامیت خواه گرفتار شوند، این است که برخلاف برخی ادعاها و تفاسیر، جنس اصولگرایی مهندس موسوی با جنس اصولگرایی تمامیت خواهان بسیار متفاوت است. به نظر می رسد از نگاه موسوی اصولگرایی، توجه به اخلاق در کنار سیاست، اسلامیت در کنار ایرانیت و جمهوریت، حق در کنار تکلیف و . . . است و سمبل اینگونه اصولگرایی را بزرگ مردی چون خاتمی می داند و نه . . .
به اعتقاد نگارنده شرایط کنونی اصلاح طلبان به گونه ای است که بنابر توصیه سید محمد خاتمی باید به جای تفرقه به سمت وحدت و مردمسالاری گام برداشته و از کاندیدای واحد اصلاح طلب حمایت کنند و مسلما پیروزی هر کاندیدایی که به کلیات جنبش اصلاحی معتقد است بهتر از تکرار شرایط موجود است و مطمئنا با پیروزی در انتخابات می توان گستره تفکر اصلاح طلبی را افزایش داد و به نظر می رسد در این میان مهندس موسوی به دلایلی که پیش از این به آنها اشاره شد، اراده لازم را برای تغییر وضع موجود خواهد داشت و امید آن می رود با پیروزی موسوی در انتخابات، اصلاحات پس از بیش از یک دهه از تولد خود برای اولین بار شاهد بهره مندی از ویژگی ها و امتیازات توام رئیس جمهور اصلاح طلب (موسوی) و رهبر جنبش اصلاحات (خاتمی) باشد.
http://www.kalemeh.ir/pages/5656.php
اصفهان امسال كولاك كرده . دو ويژه برنامه 8 مارس امروزعصر (سه شنبه ) 15 اسفند برگزار شد و دو مراسم ديگرپنج شنبه( خود روز 8 مارس) برگزار مي شود . برنامه هاي امروز توسط كميته زنان تشكل زيست محيطي طبيعت ياران در كتابخانه مركزي شهرداري اصفهان و ديگري توسط انجمن وحدت ملي جوانان ( در دفتر انجمن )به فاصله كمي از هم برگزار شد. در برنامه نخستين تمامي سالن كتابخانه مركزي با گنجايش بيش از 200نفر پر شده بود در حالي كه مدام هم بر تعداد مدعوين اضافه مي شد.برنامه تشكل طبيعت ياران شامل ارائه گزارشي در باره تاريخچه جنبش زنان – سخنراني دكتر يزداني استاددانشگاه اصفهان در باره جنبشهاي زنان و تبعيض جنسيتي و همين طور دو مقاله در مورد هويت زن ايراني (زن در دوره هخامنشي ) و زن ومحيط زيست بود. تشكل طبيعت ياران براي اينكه حداقلها را هم از د ست ندهد و بتواند مجوز برگزاري روز 8 مارس را دريافت كند مجبور شده بود سخني از وضعيت جنبش زنان و خواسته هاي قانوني آنها كه اين روزها بسيار پر رنگ شده به ميان نياورد . اما برنامه انجمن وحدت ملي جوانان درفضايي امنيتي و علي رغم تهديدات اداره محترم اطلاعات برگزار شد . پخش موسيقي اي ايران توسط زنان به صورت زنده و مرغ سحر – سخنراني دبيرانجمن درمورد تبعيض حقوقي وجنسيتي – ارائه يك مقاله در مورد علت فلج شدن جنبش هاي زنان درايران توسط يكي از اعضاي انجمن و درنهايت و معرفي كمپين يك ميليون امضا ( تغيير براي برابري ) و توزيع دفترچه ها و فرمهاي امضا بين حاضران ازبرنامه هاي اين انجمن بود . در اين مراسم نيز تعداد زيادي زن ومرد شركت كرده بودند تا آنجا كه علي رغم محدوديت جا تعداد زيادي مجبور شدند برنامه را ايستاده تماشا كنند . برگزاري اين مراسم زير فشار نيروهاي اطلاعات در جهت اتمام هرچه سريعتر برنامه بود .
روز پنج شنبه دو برنامه توسط جبهه مشاركت و يك تشكل غير دولتي ديگر برگزار مي شود كه برنامه جبهه مشاركت شامل سخنراني اكرم مصوري منش نماينده مجلس ششم و نمايش فيلم ده اثر عباس كيارستمي راس ساعت چهار بعدالظهر در محل دفتر در خيابان شمس آبادي است ..برنامه دوم هم شامل پخش موسيقي و ارائه يك مقاله در مورد خشونت خانگي عليه زنان است .
بيانيه انجمن وحدت ملي ايران
درخصوص بازداشتهاي جمعي از مدافعان حقوق زنان
بار ديگر در تداوم فشارهاي مضاعف درعرصه هاي مختلف فرهنگي و سياسي در اقدامي عجيب كه بهت و شگفتي همه بر انگيخت و در هنگامه اي كه هر گونه اعتراض و انتقاد نسبت به سياستهاي دولت در موقعيت و شرايط حساس بين امللي آب به آسياب دشمن تلقي مي شود جمعي از فعالين حقوق زنان را كه در مقابل دادگاه انقلاب تهران و در اعتراض به محاكمه پنج تن از فعالين جنبش زنان ( شهلا ا نتصاري – نوشين احمدي خراساني – پروين اردلان – فريباداوودي مهاجر و سوسن طهماسبي ) در يك تجمع مسالمت آميزگرد هم آمده بودند مورد ضرب وشتم قرارداده دستگير وبازداشت نمودند .
چنين رفتارهايي بيانگر نهايت تحمل ناپذيري حكومت در برابر فعالين جامعه مدني و مدافعين حقوق زنان است چرا كه هيچ كشوري اينچنين نابهنگام نخبگان و پيشگامان و پيشاهنگان جامعه مدني را بازداشت نمي كند . براستي چگونه كسانيكه انرژي هسته اي را حق مسلم مردم ايران مي دانند و اينگونه بر آن پافشاري مي كنند . و خطرات اقتصادي و نظامي آن را به مردم كشور تحميل مي كنند . حق قانوني جمعي از زنان را براي تجمع صلح آميز در احقاق حقوق حقه خود ناديده مي انگارند . مگر نه اين است كه به موجب اصل بيست و هفتم قانون اساسي تشكيل اجتما عات و راهپيمايي ها آزاد است . چرا برخي اينگونه شعار اصلي انقلاب را كه كلمه اصلي آن همانا آزادي است را به مسلخ مي برند .
انجمن وحدت ملي ايران دستگيري فعالين جنبش زنان را در آستانه 8 مارس روز جهاني زن را نشانه تداوم سياستهاي سركوبگرانه عليه مطالبات بر حق زنان دانسته و ضمن محكوم نمودن اين سياستها و اقدامات نسبت به تبعات منفي امنيتي نمودن فضاي مسالمت آميز فعاليت هاي مدني به ويژه جنبش زنان هشدار مي دهد و با تاكيد بر خواسته هاي دموكراتيك و خود جوش ملت ايران به ويژه زنان ازمسولين مي خواهد كه هر چه سريعتر و بدون قيد وشرط نسبت به آزادي دستگيرشدگان اقدام نموده و مطالبات آنان را پاسخگو باشد .