ادبيات محمود احمدي نژاد و دولت نهم را مي توان شگفت آورترين ادبيات دولتهاي پس از انقلاب دانست چرا كه در ادبيات ايشان بويژه در جمع خبرنگاران كمتر اثري از ادبيات رسمي و جدي مرسوم مي بينيم و اين شيوه ادبيات محاوره اي حتي در پاسخگويي به سوالات رسمي و جدي خبرنگاران نيز مصداق دارد براي مثال در كنفرانس مطبوعاتي اخير رئيس جمهور, ايشان در پاسخ سوالي مبني بر باجناق سالاري در انتصابهاي دولت با خنده اي عجيب گفت: « خوشحاليم كه به بركت اين دولت, باجناق ها هم هواي يكديگر را دارند »!! و يا سخنگوي دولت نيز در توجيه تكذيب شعار انتخاباتي احمدي نژاد مبني بر آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم مي گويد: «قرار نيست دولت نفت را بر سر سفره هاي مردم بياورد, چون بوي بدي مي دهد و البته اكنون بيشتر مناطق گاز كشي شده است»!!!
مطمئنا برخورد توام با شوخي و خنده از سوي دولتمردان مردمي! در رويارويي با مطالبات بر حق شهروندان كه بر اساس همين شعارهاي « رفاه عمومي از طريق آوردن پول نفت بر سفره ها » و «دوري از فاميل گرايي در انتصابات », راي خود را به نفع محمود احمدي نژاد به صندوقهاي راي ريختند, پاسخ مناسبي نيست و اين در حالي است كه اگر چنين لطيفه گويي هايي از سوي دولت سيد محمد خاتمي اتفاق مي افتادنه تنها منتقدان بلكه موافقان و هوادارن نيز دولت را به باد نقد مي گرفتند.
آنچه كه امروز بايد به دولتمردان كشور متذكر شويم آنست كه به جاي لطيفه گويي به خدمت براي مردم فكر كنند چرا كه در كوتاه زماني كه از آغاز فعاليت دولت مي گذرد, انواع و اقسام لطيفه ها از اقدامات دولت از طريق SMS روانه موبايل ها و ادبيات عمومي شده است.
هنوز دير زماني از كشف جنايات نيروهاي خودسر از جمله سعيد حنايي و يا باند قتلهاي ممحفلي كرمان كه به بهانه پاكسازي جامعه از گناهكاران دست به وحشيانه ترين جنايات مي زدند, نمي گذرد كه موج تازه اي از خودسر درماني در جامعه به وقوع پيوسته است اين موج كه همه ساله با فرارسيدن فصل گرما و تغيير پوشش دختران و پسران جوان به بهانه مبارزه با بدحجابي به وقوع مي پيوندد, معضلات بسياري را براي كنترل قانونمند حجاب در جامعه حتي براي نهادهاي رسمي بوجود مي آورد و البته نيز واضح است كه هنوز هم برخي مصونيتهاي آهنين امكان برخورد با افراد خودسر كه خود نيز به نوعي متخلف محسوب مي شوند را سلب مي كند.
در كنفرانس مطبوعاتي اخير دكتر انصاري, رئيس كل دادگستري استان اصفهان نيز اينگونه اعمال خودسرانه محور سوالات خبرنگاران قرار داشت و رئيس كل محترم نيز كه به صداقت و البته ارتباط مناسب با خبرنگاران نيز شهرت دارد اعلام كرد: هيچ فردي حق برخوردهاي خودسرانه و خارج از محدوده ماموريتها و وظايف خود را با افراد بدحجاب ندارد ولي ايشان نيز دچار خود سانسوري شدند و اعلام نكردند كه با افراد خودسر چه برخوردي خواهد شد.
از سويي ديگر در بسياري از پرونده هاي جنايي نيز وجود تفكر خودسر درماني به سهولت قابل مشاهده است براي نمونه در وقوع جنايتي كه حدود يك هفته پيش در چهارراه آپادانا اصفهان به وقوع پيوست, قاتل كه از نزديكان مقتول نيز است در گفتگويي كه با من براي اطلاع از انگيزه اين جنايت داشتم عنوان داشت: مقتول داراي مشكلات اخلاقي بسياري بوده است و از آنجا كه دولت نتوانست با او برخورد كند من او را به ضرب 4 گلوله به قتل رساندم!
اما اين مثالها قطره اي از درياي خودسري در كشور ماست كه به اعتقاد نگارنده حاصل بي اعتمادي و عدم توجه افراد جامعه نسبت به قوانين و همچنين ناتواني متوليان امر در كنترل و نفي اينگونه حركات خودسرانه است و اين موج شيوع خودسر درماني تا زماني كه برخي مدعيان دروغين دينداري اعمال جنايتكاري همچون سعيد حنايي و اعضاي باند قتلهاي محفلي كرمان را مورد تائيد قرار مي دهند, همچنان ادامه خواهد داشت و بالاخره روزي گريبانگير اين مدعيان دينداري نيز خواهد شد.
چندي پيش با ديدن فيلم مستندي از آشوبهاي خياباني در فرانسه و آزادي عمل خبرنگاران در به تصوير كشيدن اين درگيريها كه در يك طرف آن مردم و طرف ديگري دولت فرانسه بود به حال خود و ديگر همكارانم تاسف خوردم، چرا كه در تصاوير اين مستند خبرنگاران و تصويربردارن در چند قدمي درگيريها به سهولت به انجام وظيفه خود مي پرداختند و هيچگاه قدرت نمايي و زور و بازوي طرفين درگير (پليس و مردم) شامل حال ايشان نمي شد. اين در شرايطي است كه خبرنگاران در اصفهان براساس قانون نانوشته و حتي در برخي موارد صادر نشده از ورود به بسياري از صحنه هاي خبرساز نظير آتش سوزيها، سرقت مسلحانه، درگيريهاي خياباني و... محرومند و متوليان امر كه محدود به يك دستگاه و نهاد نيز نيستند ريسك امكان انتشار اخبار كذب را به حضور خبرنگاران در صحنه ترجيح مي دهند و اين برخوردها در حالي است كه نگارنده در شرايط مختلف از جمله: درگيريهاي خياباني، آتش سوزي اخير خوابگاه دانشجويان و... حضور نيروهاي غيرمسئول و منتسب به يك نهاد نظامي را در حين دخالت هاي بي مورد، فيلمبرداري كه در برخي از موارد منجر به افزايش بحران نيز شده را مشاهده كرده است و در مورادي نيز به جرم فعاليت در رسانه هاي اصلاح طلب نيز مورد بازخواست قرار گرفته است و با وجود بهبود رفتار نيروهاي رسمي انتظامي و امنيتي، رفتارهاي نيروهاي به ظاهر خود سر همچنان ادامه داد.
اما وضعيت همكاران رسانه اي پايتخت نيز با حضور سردار طلايي كه اصفهاني الاصل نيز است در مسند فرماندهي انتظامي تهران بزرگ نيز شرايط بهتري دارد و حتي اخيراً عكسهايي كه در خبرگزاريها از مبارزه با بدحجابي، پاكسازي از اذل و اوباش، درگيريهاي مقاطع سفارتخانه هاي كشورهاي اروپايي و... منتشر شده است حاكي از بهبود شرايط به نفع خبرنگاران است.
نگارنده و ديگر همكاران خبرنگار نيز تا بهبود وضعيت خبرنگاران اصفهاني در انعكاس خبرها نيز راهي جز تلاش بيشتر و توسل به شيوه هايي نظير از ديوار بالا رفتن و مخفي شدن بين وسايل و... ندارند.
دير زماني از دوران رياست جمهوري اصلاح طلبانه، سيدمحمد خاتمي نمي گذرد. دوراني كه پس سالها نشاط سياسي بر فضاي جامعه حاكم شد و مقام دوم سياسي كشور در برابر دانشجويان ايستاد و از امكان انتقاد شهروندان از حاكمان، تحمل مخالفان، آزادي و مردم سالاري سخن گفت و دانشجويان كه مطالبات خود را بر زبان يك روحاني و رئيس جمهور جاري ديدند، تشويق و سوتهاي خود را براي تاييد سخنان خاتمي به كار مي گرفتند ولي اين ابراز احساسات ساده عده اي جوان نيز اهرمي براي حمله به خاتمي و همفكرانش از سوي انحصارطلبان مدعي ارزشها بود و همانگونه كه در ذهن مردم و آرشيو مطبوعات مانده است با رها اين شيوه سخنراني رئيس جمهور اطلاح طلب و تشويقهاي عده اي جوان فريب خورده و فاسد و به ظاهر دانشجو؟! را مورد نقد قرار دادند و هر چند كه در سالهاي پاياني 8 ساله دولت اصلاحات، خاتمي كمتر در جمع دانشجويان و تجمع هاي بزرگ مردمي ظاهر شد ولي در همان تجمع هاي بزرگ انگشت شمار نيز فرصت سوزيهاي اصلاح طلبان و فشار جناح تندرو ارزشي! نشاط سياسي را از مردم سلب كرده بود و ديگر خبري از تشويق و سوتهاي مردم نبود.
اما روي ديگر سكه و پويايي تفكرات و اعتقادات جناح اصولگرا و ارزشي! را مي توان آشكارا در سفرهاي استاني و سخنراني هاي رئيس جمهور اصولگرا مشاهده كرد، چرا كه امروز همان تشويقها و سوت زدنهاي جوانان كه تا چند سال پيش زير پا گذاشتن ارزشها محسوب مي شد به عامل تاييد و حمايت از دولت مردمي احمدي نژاد تبديل شده است و معلوم نيست كه جناح اصولگرا چگونه جواناني كه فاسد، فريب خورده مي دانست را با تغيير دولت جواناني آگاه و حامي اسلام، ميهن و رئيس جمهور مي داند.
در هفته گذشته جامعه ايران شاهد سه اظهارنظر از سوي محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران بود كه بيانگر چرخش و تغيير ديدگاههاي آقاي رئيس جمهور در حوزه اقتصادي و اجتماعي بود.
اول آنكه در شرايطي كه همچون سالهاي گذشته موج تازه اي براي مبارزه با بدحجابي و مظاهر فساد به راه افتاده بود و مانتوهاي تنگ و شلوارهاي كوتاه دخترانه با گرم شدن هوا بر ويترين فروشگاهها و اندام دختران پايتخت و حتي شهرستانها خودنمائي مي كرد و جريان هاي موسوم به ارزشي و حزب الهي با اطمينان كافي از حمايت دولت ارزشي! برنامه هاي گسترده اي براي مبارزه با بدحجابي و متعاقب آن نقد سياستهاي فرهنگي و اجتماعي دوران خاتمي را آماده اجرا مي كردند، محمود احمدي نژاد با اظهارنظر خود مبني بر مخالفت دولت با برخوردهاي نادرست و خشن تخت عنوان مبارزه با پديده بدحجابي و محترم شناختن حقوق شهروندان بسياري از حاميان خود و حتي منتقدانش را به تعجب واداشت هر چند اين مواضع تاثيري در برنامه هاي مبارزه با بدحجابي از سوي گروههاي خودسر نداشت.
دوم آنكه رئيس جمهور اصولگرا دستوري را خطاب به رئيس سازمان ورزش كشور صادر كرد كه خاتمي اصلاح طلب بارها تمايل خود را نسبت به آن نشان داده بودولي قدرت و صراحت صدور چنين دستوري نداشت و اين دستور ساده «دستور ورود زنان به ورزشگاهها» بود كه حتي اصلاح طلب ترين دولت دوران انقلاب نيز ريسك و تبعات چنين دستوري را نپذيرفت و البته عليرغم تبليغات رسانه ملي در اين خصوص وتلاش جهت كسب محبوبيت براي اقاي رييس جمهور، روزنامه كيهان و حتي مراجع نيز وارد ميدان شدند و وقوع چنين اتفاقي را غيرممكن و نادرست دانستند.
اما به نظر مي رسد آقاي رئيس جمهور كه در كمتر يكسال تصدي امروز با منتقداني جدي از گروههاي مختلف سياسي رو به روست،استراتژي افزايش گستره محبوبيت در بين اقشار مختلف شهروندان را اولويت برنامه ها و تصميمات خود قرار داده است و فارغ از امكان اجراي اين برنامه ها و شعارها سعي بر كسب محبوبيت مردمي براي مقابله با منتقدان خود است.
اما اظهارنظري كه وضعيت دشوار و سخت آقاي رئيس جمهور را در اداره كشور به تصوير مي كشد، تكذيب طرح شعار انتخاباتي «آوردن پول نفت بر سر سفره مردم» از سوي ايشان است كه در دوران انتخابات در بين مردم نيز به وسعت زيادي منتشر شد و شرايط را به سمت پيروزي احمدي نژاد در مقابل رقبا رقم زد.
فارغ از چرخش عجيب احمدي نژاد، آنچه كه واقعيت امروز اقتصاد كشور اين نكته است كه رويكردهاي ساده، عوام پسند، تبليغاتي و غيركارشناسانه اي كه از سوي وي و همفكرانش در ايام انتخابات مطرح مي شد با شكست روبه رو شده است و برخلاف نفي سياستهاي اقتصادي دوران هاشمي رفسنجاني و خاتمي در دوران انتخابات، آقاي رئيس جمهور عدالت گرا! نيز راهي جز ادامه همان سياستهاي هر چند ناقص را نخواهد داشت و روزهاي سختي در انتظار وي است.